تو را میبینم از دور
به سر تپه ی عاشقی ایستاده ای خیره به افق
به دنبال پری قصه هایت میگردی
مرا ببین
به زیر پایت ایستاده ام
خیره به تو
که شاید مرا ببینی
که شاید مرا بخواهی
من آن گل وحشی در دشت بودم
خارهایم به دل نا اهلان بود
عشق تو گلبرگ هایم را ریخت
ای شاهزاده ی مغرور من
کمی از عشقت نثار من کن
تا برگ های خسته ام با نرمی و رطوبت لبهایت شاداب شود
مرا بنگر تا باری دیگر شکوفه دهم
اگر مرا لمس کنی سوگند میخورم که خارهایم را به دست خود از تن جدا کنم تا دیگر جسم تورا خدشه دار نکند
ای شاهزاده ی مغرور من
من کنارت هستم
مرا ببین
anahid
http://orig13.deviantart.net/8858/f/2009/147/5/d/the_little_prince_by_mar_ka.jpg

تاریخ : پنجشنبه 17 فروردین 1396 | 08:42 ب.ظ | نویسنده : anahid | نظرات

  • paper | خرید لینک | ترفند سرگرمی